Thursday, June 25, 2009

3 ميليون حق گلوله در برابر تحويل جسد كاوه علي پور

خانواده كاوه علي پور ؛ تازه داماد 19 ساله كه در درگيريهاي اخير تهران در اثر شليك گلوله به سرش كشته شده است به وال استريت ژورنال مي گويند مقامات به آنها گفته اند پس از پرداخت معادل 3 هزار دلار "حق گلوله" اي كه تنها پسرشان را كشته است مي توانند جسدش را تحويل بگيرند.
كاوه علي پور شنبه گذشته زماني كه از كلاس بازيگري اش به خانه باز مي گشته است در يك چهار راه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و كشته مي شود.
پدر كاوه تمام شب را به دنبال پسرش مي گردد ولي سرانجام روز بعدش در سردخانه از مرگ فرزندش اگاه مي شود. به وي مي گويند بايد در برابر تحويل جسد حق گلوله اي كه به پسرش شليك شده است را بپردازد.
علي پور بزرگ مقامات پزشكي قانوني را متقاعد مي كند كه از حق گلوله به خاطر حضور وي در جنگ عراق عليه ايران بگذرند. مقامات به خانواده كاوه مي گويند كه از برگزاري مراسم ختم و سوگواري براي فرزند خود در تهران خودداري كنند.
به گفته خويشاوندان خانواده كاوه جسد وي در عوض به رشت فرستاده مي شود.جايي كه زادگاه خانواده علي پور است.
به گفته اقوام كاوه وي فعال سياسي نبوده است و مشخص نيست كه چرا مورد اصابت گلوله قرار گرفته است اما آنها ظنين اند كه كاوه در منطقه درگيريها بوده است.

لزوم شروع اعتراضات در آذربایجان- امین آرتاچ

مهمترین مسئله ای که امروز باید در نظر داشت این است که در صورت شکست اعتراضات تهران حکومت به شدیدترین شکل ممکن تمامی جنبشهای سیاسی و اجتماعی را سرکوب خواهد کرد .مطمئنا حرکت ملی آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و با مشکلات و مصائب فراوانی مواجه خواهد شد.نتیجتا باید تمام سعی خود را در جهت پیروزی جنبش تهران و عقب نشینی رژیم بکار گیریم. چرا که این امر باعث عقب نشینی های بعدی نیز خواهد شد. اما اگر این منازعه فقط در تهران جاری باشد مطمئنا و همانطور که قبلا هم تجربه کرده ایم (مثلا در سال ۸۵ که فقط در آذربایجان بود ) رژیم موفق به سرکوبی اعتراضات خواهد شد. برای جلوگیری از شکست حرکت ضد استبدادی بوجود آمده باید به اعتراضات جنبه ی سراسری داده شود که در این صورت احتمال اعتصابات شغلی نیز افزایش یافته و اهرم فشار دیگری به رژیم فراهم خواهد آمد. حال باید موقعیت بسیار تاثیرگذار تبریز را مورد توجه قرار داد. اگر تبریز نیز نه در راستای اعتراضات تهران بلکه با ایجاد صفی مستقل به پا خیزد کار برای سرکوب بسیار دشوار خواهد شد. چرا که قیام تبریز همانطور که در سال ۸۵ دیدیم میتواند مصادف با قیام شهرهای کوچک و بزرگ آذربایجان باشد و همینطور قیام ملت آذربایجان به احتمال زیاد باعث خیزش ملل تحت ستم دیگر خواهد شد که اکنون مردد هستند. از سویی این حرکات وسیع باعث افروخته تر شدن آتش به راه افتاده در تهران خواهد شد. در نتیجه این اعتراضات تقریبا جنبه ی سراسری به خود گرفته و سرکوب بسیار دشوارتر شده و باعث عقب نشینی رژیم تا حد ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد خواهد شد که این عقب نشینی ها به حتم ادامه خواهد یافت.
از طرفی اکنون که پس از گذشت حدود ۱۰ روز از اعتراضات تهران و سایر مناطق فارس نشین هیچ تجمع قابل توجهی در هیچ شهر آذربایجان صورت نگرفته شروع اعتراضات در آذربایجان آن هم با شعارهایی متفاوت از تهران به هیچ وجه دنباله روی از حرکات مرکز قلمداد نشده و مطمئنا نشان دهنده ی بیداری و استقلال ملت آذربایجان از مرکز خواهد بود و بسیاری را به تامل واخواهد داشت. همچنین حال که چشم دنیا به ایران است این یک فرصت تاریخی برای طرح مطالبات آذربایجان در سطح جهانی می باشد. در این شرایط اعتراضات آذربایجان حتی اگر در ابعاد کمتری نسبت به سال ۸۵ باشد بازتاب داخلی و جهانی بیشتری خواهد داشت. اکنون زمان خیزش است.زمان خیزش ملت آذربایجان با شعارهای مستقل و ملی خود و در عین حال حمایت از اعتراضات ضد استبدادی مرکز.
این کار ضمن نمایش قدرت حرکت ملی آذربایجان فشار مضاعفی را بر رژیم جهت تسلیم در برابر خواست مردم خواهد آورد که این امر در نهایت به نفع همه ی مردم ایران از جمله ملت آذربایجان خواهد بود. علاوه بر این, این حرکت به پیوند هر چه بیشتر حرکت ملی با ملت کمک خواهد کرد که یکی از مهمترین جنبه های آن می تواند باشد. البته در صورت وقوع چنین اعتراضاتی در آذربایجان تمامی شعارها و نمادها باید مستقل و مخصوص خود آذربایجان باشد اما نه به صورتی که حاکمیت آن را برای سرکوب تمامی جریان معترض دستاویز قرار دهد. همانطور که رژیم با تبلیغاتی گسترده روی برخی اتفاقات مشکوک مانند به آتش کشیدن مسجد و وجود گروههای مسلح در بین اعتراض کنندگان هم برخورد بی رحمانه ی خود را توجیح می کند و هم جناح معترض درون حاکمیت را در موضع ضعف قرار می دهد, می تواند همین کار را با اتهام تجزیه طلبی انجام دهد.
امین آرتاچ

میزان رای ملت است

به نوشته سایت موسوی در فیس بوک پنج شنبه ۴ تیر ساعت ۵ بعد از ظهر،عزاداری و یادبود شهدای خشونت های اخیر در کنار مرقد صاحب شعار “میزان رای ملت است”، خمینی، برگزار میشود. میر حسین موسوی در ادامه نوشته است : با پوستر های مربوطه به همراه یک شاخه گل، به پیشنهاد حامیان عزیز. اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و پخش پوستر ها به عهده شماست. رسانه شمایید.

مشترک گرامی !دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد

مشترک گرامی !دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد!!...
!!...مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد..لطفا بعدا شماره گیری فرمایید!شماره مورد نظر اشتباه میباشد!!!..ارسال پیامک هم امکان پذیر نمی باشد. ده روز گذشت و هنوز مخابرات ورشکست نشد.ده روز گذشت و هنوز پایتخت در هیاهو میسوزد ..هنوز شهر کوچک من در سکوت فرو رفته ده روز گذشت و گذشته ها گذشت وروزهای خوش بی خبری تمام شده ده روز گذشت هنوز زندگی به مسیر عادی خود بازنگشته..ده روز گذشت اما گویی همین دیروز بود..ده روز گذشت و نه از صدا خبری میرسد نه از سیما...تصویر همان تصویر است و صدا تکرار همان مکررات...ده روز گذشت و جشن پیروزی حماسه حضور ملت درهیاهو خاموش ماند...ده روز..هر روز به طول و عرض سی روز و سی شب پر تب و تاب و التهاب..ده روز نگرانی... به کجا میرویم؟به کجا میرانند و چه کسی میداند و چه کسی در بی خبری است....ده روز از روزهای پر تب و تاب مناظره و بی پرده گویی و پرده دری و توهین و اتهام و تهمت و بهتان میگذرد ..میگذرد اما ما هنوز مانده ایم ..به راه دوراهی ها و شک و تردید وا مانده ایم ..نه جرئت بازگشت به روزهای خوش بی خبری داریم و نه زیاد خوش داریم قدم به پیش بگذاریم ..بهت زده ایستاده و تنها نظاره گر آشوب ها و اغتشاش و ترس و واهمه و همهمه هستیم...ما هنوز مانده ایم ..نه رایی پس میخواهیم و نه فریاد سر بر می آوریم... با ناباوری تنها نظاره گریم و منتظر...منتظر زندگی هستیم شاید که برگردد...زندگی که فقط سیاه نبود و سپید ..انتظار روز های رنگی و گرم تیر ماه را میکشیم...در انتظار روزهایی که دغدغه های همیشگی را از سر بگیریم ..روزهایی که فردایش روز دیگری باشد...ده روز گذشت و ما هنوز مانده ایم در روز 22 خرداد...!